اگر یادتان باشد همین چند سال پیش، دانشگاه اکستر انگلیس به بهانه افزایش علاقه عمومی جوانان این کشور به جادو و جادوگری، آموزش رشته تحصیلی «جادو و علوم غیبی» را در مقطع فوق لیسانس تأسیس کرده بود.
البته پیش از آن هم، استادان دانشگاه اسلو نروژ یک واحد درسی با عنوان تاریخ جادو و جادوگری را در مقطع لیسانس تدریس میکردند.
به این موضوع مؤسسه «دوبل فون» در پاریس را هم اضافه کنید که پیش از این دو دانشگاه؛ اولین مدرک جادویی را ارائه داده و نخستین دانشجویانش هم سال ۲۰۲۰ دانشآموخته شده بودند.
بنابراین آنطور که به نظر میرسد تأسیس نهادهای علمی و یا شکلگیری ابزارها و فناوریهای نوین ارتباطی نهتنها نتوانسته اعتقاد به خرافه و مراجعه به نیروهای ماورایی، نامرئی و سحر و جادو را در میان عدهای کمرنگ کند که حتی گاهی نیز، به دلیل وجود مشتریان ناآگاه، به رونق این خرافه و تغییر فضا و بستر آن دامن زده است.
از فروش خوشبختی تا وعده قبولی در کنکور
اگر تا دیروز رمالها بساط تخته و تاس و اسطرلابشان را در دخمهها و اتاقهای نمور و تاریک پهن میکردند، امروز میدانند که شکار قربانیان در فضای مجازی برای آنها بسیار سادهتر و کمهزینهتر تمام میشود.
برای مثال کافی است قیمت چند قلم ابزار مورد استفاده رمالها را از فروشگاههای اینترنتی جستوجو کنید:
یک اسطرلاب کارکرده و تاس قدیمی در یک فروشگاه اینترنتی: ۵۵ میلیون تومان
رمل و مهره استخوان شتر: یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان
دُم غزال: ۶۷۰ هزار تومان
قلم روحانی پر طاووس: ۳۵۰ هزار تومان
قلم روحانی خار خارپشت: ۲۱۰ هزار تومان
جوهر روحانی: ۸۵۰ هزار تومان
پوست آهو: ۹۰۰ هزار تومان
بخور عنبر هندی: یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان
و...رمالهای اینترنتی نیازی به تهیه همین ابزارها هم ندارند؛ سرمایه و آورده اولیهشان؛ فقر فرهنگی، استیصال و درماندگی بهاضافه یک کانال در فضای مجازی است؛ اگر همت کنند و نبض بازار دستشان باقی بماند با انتشار چند بازخورد ساختگی از مخاطبان خود یا تبلیغی شبیه این، کار و بارشان حسابی سکه است:
طلسم ناف آهو برای آمدن خواستگار، جلب توجه آقایان ثروتمند، طلسم نعل اسب برای بیقراری، طلسم خر سوار، بازگشت معشوق، زبانبند اداری، بهترین طلسم برای تاجرانی که مشکل ترخیص بار از گمرک دارند، احضار برای رضایت دادگاه و... .
پلیس، هرازگاهی از دستگیری فرد یا افرادی خبر میدهد که با تبلیغات گسترده در فضای مجازی، با شگرد رمالی و فالگیری با دادن وعدههای دروغین، اقدام به کلاهبرداری از مالباختگان کردهاند.
همین چند روز پیش، سرپرست معاونت مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری فردی خبر داده بود که با تبلیغات در فضای مجازی و فریب شهروندان با عنوان رمالی و طلسم، مبالغ کلانی از قربانیان دریافت میکرد؛ کلاهبرداری که از این راه ماهیانه ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان به جیب میزد.
سرهنگ کارآگاه مسلم میراحمدی با استناد به اعتراف متهم این پرونده، اظهار میکند: این کلاهبردار حدود چهار سال است از طریق فروش دعا، طلسم و مهره مار با تبلیغات گسترده در فضای مجازی با وعدههایی همچون بختگشایی، افزایش رزق، بازگشت معشوق و باطل کردن سحر و طلسم، از شهروندان مبالغی بین ۵۰۰ هزار تا ۷ میلیون تومان دریافت میکرد. در موردی مشابه؛ چندی پیش، پلیس، زن رمالی را که با پنج کلاس سواد، روزانه حدود ۵۰ میلیون تومان درآمد داشت و با این درآمد، صاحب چهار خانه شده بود، در خانهای پر از دعاهای دستنویس، فلزات حکاکیشده، اسلحه و گاز اشکآور دستگیر کرد.
در میان قربانیان هم، از هر قشر و طبقه خاصی دیده میشود؛ از خانواده کودک سرطانی تا زوجی که آرزوی بچهدار شدن دارند؛ از دختران دم بخت تا داوطلب کنکور و یا کارخانهداری که گمان میکند شریک حرفهایاش در فکر خیانت به او است.
یک کلاهبردار که با مدرک دیپلم در فضای مجازی مدعی شده بود نهتنها در زمینه بختگشایی بلکه در زمینههای لاغری، بچهدار شدن، ایجاد محبت در دل شوهر، پولدار شدن، جلوگیری از طلاق و... نیز تخصص دارد، پس از دستگیری به پلیس گفته بود: بیشتر مالباختههایش زنان تحصیلکرده بودند و حتی بعضیهایشان دکترا داشتند.
به گفته قاضی امیر بارانی بیرانوند، بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب، متأسفانه امروزه گرایش به جادو، دعا و مراجعه به رمالها در میان دختران جوان شیوع بیشتری دارد، چراکه گاهی موانع ازدواج خود را عوامل ماورایی میدانند که سبب شده به اصطلاح بخت آنها بسته شود و موفق به تشکیل خانواده نشوند.
در جستوجوی آرامش یا تفریح؟
ابزار کارشان عکسهایی از جمجمه و گردنبندهایی از اسکلت، دستخطهایی ناخوانا، مهرههایی سفید و تکههای فلزی کج و معوج است. وعده میدهند با طلسم یهودی، اشک شتر سفید، خشت سفید، قلب مار کبرا و با کمک چند موکل قدیمی میتوانند قفل معشوق را بشکنند، دهان مادرشوهر را ببندند، گره از بخت بستهای باز و زنی را مطیع شوهر کنند و یا آنکه همای سعادت را روی دوش نگونبختی بنشانند.
آرزو معصومیان، روانشناس بالینی با اشاره به رابطه میان رشد فناوری و نفوذ خرافات مدرن در فضای مجازی بیان میکند: امروزه روش طالعبینها و فالگیرها تغییر کرده و با ظاهری جذابتر و بهروزتر در دنیای مجازی فعالیت میکنند. وجود تبلیغات حرفهای در صفحههای مجازی این افراد و بازخوردهای مثبتی که از طرف کاربران و مشتریان به همراه دارد، ناخودآگاه دیگر افرادی را تحت تأثیر قرار میدهد که به امور ماورایی و همچنین تأیید گرفتن و راهنمایی از دیگران اعتقاد دارند. این افراد فکر میکنند به این روش میتوانند از اضطراب و تنهایی و حالت ابهام خود بکاهند و زمانی هرچند کوتاه به آرامش برسند.
در چنین شرایطی نقش تحصیلات و تفکر خلاق کم میشود و افراد به جای یادگیری مهارتهای لازم برای روبهرو شدن با مشکلات زندگی و حتی با وجود شکستهایی که در مراجعه به فالگیرها دیده شده، اما همچنان این موضوع در زندگی آنان و جامعه به صورت پررنگ دیده میشود.
این در حالی است که عظیمهالسادات عبداللهی، جامعهشناس به ایرنا میگوید: در میان افراد تحصیلکرده، گرایش به فال و فالگیری کمتر از دیگر افراد است، اگر هم باشد بیشتر جنبه تفریح و سرگرمی دارد. درواقع باور به فال در میان قشر تحصیلکرده کمتر از افراد دیگر است. به عقیده وی، فقر فرهنگی یکی از دلایل مهم گرایش برخی افراد به فالگیرهاست. به بیانی دیگر، گرایش ناآگاهانه عدهای از مردم به رمالها، فالگیرها و کفبینها از فقر فرهنگی درون جامعه خبر میدهد و این موضوع یک معضل فرهنگی محسوب میشود.
از منظر جامعهشناسی، افرادی که سراغ رمالی و فالگیری میروند، دسترسی به اطلاعات صحیح ندارند؛ به همین دلیل با وعدههای بیسرانجامی که رمالها به آنها میدهند، امیدوار میشوند. چنین افرادی بیشترین قربانیان هستند.
حرف قانون چیست؟
آنگونه که کارشناسان حقوق میگویند موضوع رمالی و فالگیری از سال ۱۳۰۴ در قانون با عنوان کلاهبرداری جرمانگاری شده و در سال ۱۳۲۴ نیز این مسئله در آییننامه امور خلافی به صورت مستقل جرمانگاری شده است.
ضمن آنکه بر اساس ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری «هرکسی از راه تقلب و حیله مردم را به وجود شرکت یا کارخانه یا داشتن مال، اموال و اختیارات واهی فریب بدهد یا آنها را از حوادث و اتفاقات ناگوار و غیرواقع بترساند و به امور غیرواقع امیدوار کند یا از طریق وسایل تقلبی، مال و اموال یا اسناد یا حوالهجات و… از آنها بگیرد و از این راه مال مردم را بگیرد، کلاهبردار به حساب میآید و به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی به همان مقدار که گرفته است، محکوم میشود».درواقع باید گفت این قانون هر موردی را که در آن موضوع فریب مردم با شیوه متقلبانه صورت بگیرد جرم میداند؛ بنابراین هرکسی مرتکب این جرم شود، به مجازات جرم کلاهبرداری محکوم خواهد شد. البته به گفته کارشناسان، این موضوع به حکم قاضی بستگی دارد و اگر قاضی رمالی را کلاهبرداری در نظر بگیرد، در آن صورت است که برای رمال مجازات حبس تعزیری از یک تا هفت سال همراه با جزای نقدی در نظر خواهد گرفت.
علاوه بر این به موضوع کلاهبرداری، با عنوانهایی مانند کلاشی در ماده ۷۱۲ قانون مجازات اسلامی در بخش تعزیرات اشاره شده که با توجه به آن هرکسی تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار دهد و توسط این راه امرار معاش یا ولگردی کند، به حبس از یک تا سه ماه محکوم خواهد شد و اگر با وجود توان مالی خوب، مرتکب این عمل شود، علاوه بر مجازات فوق، تمامی اموالی که از این طریق بدست آورده است مصادره میشود.
خرداد سال گذشته سخنگوی قوه قضائیه در یکی از نشستهای خبری این نهاد در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران درخصوص چگونگی برخورد قوه قضائیه با موضوع دعانویسی و رمالی گفته بود: در قوانین و مقررات ما دعانویسی و رمالی جرمانگاری نشده است و قوه قضائیه نمیتواند به صورت مستقیم در این خصوص ورود پیدا کند مگر اینکه کسی شکایتی مطرح کند که مالباخته شده و با بررسی پرونده و احراز شرایط قانونی ممکن است فرد با عنوان کلاهبردار یا تحصیل مال نامشروع و دیگر موارد مشابه دیگر تحت تعقیب قرار گیرد.آنطور که اصغر جهانگیر میگوید قوه قضائیه با درک این خلأ قانونی در سال ۱۴۰۳ لایحهای برای اصلاح قانون جرایم رایانهای به دولت فرستاده که در بخشی از آن ترویج خرافات در فضای مجازی بهعنوان یک جرم مستقل جرمانگاری شده است که در صورت تصویب این لایحه در مجلس امکان برخورد قضایی لازم با اینگونه خرافات و سرکیسه کردن مردم ایجاد و فراهم خواهد شد.
خلاصه آنکه:
به نظر میرسد در جغرافیای با نام و نشانی که مدعیان فرهنگیاش رشته دانشگاهی خرافه تأسیس میکنند و در گستره بیمرز و بی در و پیکر فضای مجازیاش خوشبختی را به یکی و شوربختی را با بهایی گران به دیگری میفروشند، آنچه پیش از برخوردهای قضایی اهمیت دارد، افزایش سطح آگاهی، فرهنگسازی و آگاهیسازی از سوی دستگاههای متولی فرهنگ جامعه بهویژه نظام تعلیم و تربیت، رسانههای رسمی، متولیان امور دینی، معتمدان محلی و تمامی آنهایی است که هر ساله رقم مشخصی از بودجه و درآمد کشور را بابت آموزش یا وعده اصلاح فرهنگ جامعه دریافت میکنند.
فراموش نکنیم در عصری که سطح دانایی، از توانایی خواندن و نوشتن خطوط حکاکی شده غارنشینها، به سطح سواد اجتماعی، سواد اطلاعاتی، سواد فرهنگی ـ هنری و دیگر مهارتهای لازم برای درک و فهم بهتر مسائل اجتماعی و چگونگی حل مشکلات و مسائل شهروندان تغییر کرده، افتادن پیاپی در تور پهن شیادان فضای مجازی، نشانه اهمال همین دستگاههای فرهنگی و اجتماعی است.




نظر شما